۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

چشمای غریبه

یه روزی تو چشمای معشوق نگاه می‌کنی و حسرت رو توش میخونی، حسرت یه غریبه!
اونجاس که نه تنها آیندت رو تباه میبینی، بلکه تمام گذشتت هم میره زیر سوال!

۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

تقصیر من چیست؟

کاش میتوانستم تورا آنگونه بخندانم تا سیر شوی از خندیدن با کسانی که لیاقت لبخندت را ندارند!
تقصیر من چیست که نمیتوانم نقش بازی کنم؟

۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه

تاریخ انقضا

هر آدمی یه تاریخ مصرفی داره! هم برای دیگران، هم برای خودش!
آره آدما یه روزی برای خودشونم تموم میشن...



البته هستن آدمایی که حتی بعد مرگشونم تموم نمیشن

۱۳۹۰ آبان ۲۸, شنبه

غافل شدیم

دلم لک زده برای قرارای صبح جمعه تجریش!
برای مینی‌بوس‌های داغون درکه!
برای چایی و قلیون!
برای باهم بودنا!
برای همه چیزهای خوبی که فراموش شدند!
غافل شدیم و یکی یکی از دستمان رفت!
همه‌اشان...

۱۳۹۰ آبان ۲۰, جمعه

کس نخارد پشت من...

وقتی که نیاز داری و بدجوری گیر افتادی، نزدیکترین آدمها هم پشتت رو خالی میکنن
پس همیشه یادت باشه باید به خودت اتکا کنی و دستت رو بزنی به زانوت

۱۳۹۰ آبان ۹, دوشنبه

قانون بقای عشق


عشق و محبت مث انرژی میمونه از بین نمیره، فقط از شخصی به شخص دیگه انتقال پیدا میکنه!
پس اگه از تو دریغ شده، حتما واسه یکی دیگه خرج شده...

۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

سالگرد

یک سال پیش تو همچین روزایی این وبلاگ رو شروع کردم.
حال و اوضام خوب نبود، می‌خواستم یه جوری خودمو خالی کنم!
تا مرز نابودی رفتم و به روی خودش نیاورد... سرپا موندم اما!
بعد یه مدت دوباره شروع شد اما متفاوت!؟
اینبار تا تهش رفتم، هیچ جا کم نذاشتم، هیچ جا!
اما اون کم گذاشت!
ثابت کرد که بی معرفته، رفیق نیمه راهه...
تو این یکسال چیزایی ازش دیدم و فهمیدم که باورم نمیشد،
شاید خودشم ندونه که چه چیزایی رو ازش فهمیدم و به روی خودم نیاوردم، چون میخواستمش!!
بگذریم؛
حالا بعد از یکسال دقیقا تو همون روزا دوباره تاریخ تکرار شد!!! دوباره...
نمی‌دونم اشتباه خودم بود یا اون، اما دوباره اتفاق افتاد...
ولی امسال خیلی فرق داره! خیلی...

۱۳۹۰ آبان ۷, شنبه

زندگی یعنی دوست داشتن

زندگی یعنی شاد شدن از لبخند کسی حتی برای دیگران!!
زندگی یعنی حس کردن جای خالی...
زندگی یعنی لمس یک بوسه حتی در خیال!!
زندگی یعنی...دوست داشتن...

۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

رژیم اجباری

غم و ناراحتی بیشتر از اعتیاد آدم رو داغون میکنه!
بدبختی اینه که کسی هم نباشه بتونی دردت رو بهش بگی...



* چن روز پیش یکی از دوستان رو بعد از مدتها دیدم، تا منو دید گفت خاک تو سرت تو هم معتاد شدی؟
گفتم نه بابا معتاد چیه، رژیم گرفتم!!
...

۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه

متکا

گاهی معشوق آدم میشه یه متکا!
همون متکایی که هر شب باهاش درددل میکنی!
همون متکایی که راز دلت رو میشنوه!
همون متکایی که اشکاتو پاک میکنه!
همون متکایی که سرتو میگیره تو بغلش و خوابت میکنه!
آره همون متکا...

۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

اعتیاد

بدجوری به این زندگی لعنتی اعتیاد پیدا کردم، بدجوری!
باید ترک کنم تا بیشتر از این فرو نرفتم...

۱۳۹۰ شهریور ۲۴, پنجشنبه

همه چیز پَر

همیشه برایت یک اما میگذارند; (اما اگر اینگونه بود بهتر می‌شد).
غافل از اینکه تو تمام تلاشت را کرده‌ای!
و اینگونه تمام خستگی بر تنت می‌ماند، همه رویای خوب بودن پَر می‌شود...

۱۳۹۰ شهریور ۷, دوشنبه

اهدای دل!

یه روز نشسته بودیم صحبت اهدای عضو شد!
گفت: میخوام کارت اهدای عضو بگیرم، تو نمیگیری؟
نگاش کردم و تو دلم گفتم: من خیلی وقته قلبمو اهدا کردم و براش کارتی هم نگرفتم...

۱۳۹۰ شهریور ۱, سه‌شنبه

و اما عشق

وقتی تنهایی بیشتر دلتنگ میشی!
اما عشق یعنی...
حتی وقتی سرت شلوغه و یه عالم کار سرت ریخته یا کلی دوست و رفیق دورت هستن، بازم به فکر اون باشی...

۱۳۹۰ مرداد ۳۰, یکشنبه

دلتنگی

یه روزی هس که دلت گرفته، باید با یکی درددل کنی، حرف بزنی، سبک بشی...
هرکسی زنگ میزنه و اس ام اس میده، حتی دوستی که دوساله ازش خبر نداشتی!
اما اونی که باید باشه، ازش خبری نمیشه...

۱۳۹۰ مرداد ۲۷, پنجشنبه

دزد قاصدک‌ها

هرشب منتظر قاصدکی هستم که بوسه ات را برایم بیاورد!
اما انگار کسی میان راه قاصدک را می‌دزدد...
تو که مقصد را اشتباه نمی‌گویی؟؟؟

۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

کیه که قدر بدونه...

با اینکه خودش روزه‌ هست برام صبحانه آماده می‌کنه!
موقع رفتنم یه مشت بادوم و پسته میریزه تو جیبم و میگه: هر دفعه یواشکی یکی دوتا بخور ضعف نکنی!!
بعله، مادر هستن ایشون...

۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

چشم به راه

خیلی بده که آدم چشم به راه باشه؛
با هر در زدن قلب به تپش میوفته و با هر بستنِ در، قسمتی از امید میمره!
و وای به روزی که دیگه امیدی برای باز کردنِ در وجود نداشته باشه...

۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

اشک‌ها

اگه کسی براتون اشک ریخت، بدونید که خیلی براش ارزش دارید...
اما اگه کسی برای خودش اشک ریخت، بدونید پیش عزیزترین افراد زندگیش بی ارزش شده!!!

۱۳۹۰ مرداد ۱۴, جمعه

حقایق ناپیدا


خیانت فقط این نیست که با دیگری بخوابی...?!
همین که عشق و محبت را از معشوق خود دریغ و به دیگری بدهی خیانت کرده‌ای!
همین که برای دیگران لبخند بزنی و برای عزیزت اخم کنی خیانت کرده‌ای!
همین که به صحبت‌های دیگران با تمام وجود گوش دهی و به همراهت بی اعتنا باشی خیانت کرده‌ای!
خیانت را ما می‌سازیم با ندانم کاریهایمان...

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

رابطه‌های تمام شده

وقتی یکماه از تولدتون میگذره و کادویی بهتون نمیده ینی براش مهم نیستید!
وقتیم مهم نباشید ینی دلیلی برای ادامه رابطه‌ وجود نداره...


به سلامتی دویستایی شدن دنبال کننده‌ها :)

۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه

گاهی وقتا

آخ که یه وقتایی چقد آدم دلش می‌خواد یکی باشه که بهش غر بزنه، سرش داد بزنه، همه غم و ناراحتیش رو سر طرف خالی کنه!!!
آخرشم شونه‌اش رو با مهربونی بهت قرض بده...

۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

هنوز هستیم

گاهی ممکنه پست‌های یک وبلاگ پیامی نداشته باشن، یا فقط سه تا نقطه باشن!!!
اما یادآوری می‌کنن که نویسنده هنوز هم هست...


۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۰, جمعه

گول زنک!!

اگه آدم از اول زندگی همه چیز داشته باشه، دیگه انگیزه‌ای نداره که تلاش کنه!
به زودی همه چیز براش یکنواخت میشه...

+ البته شاید ماهم خودمونو با این حرفا گول میزنیم!!!!!!

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۸, چهارشنبه

اینم واسه اینکه شما بدونید!

فک نکنید دوس پسر/دوس دخترتون، پررو شده باید حالشو بگیرید یا یکم ترس و اضطراب براش درست کنین!
اگه واقعا کسی رو بخواید به ناراحتی یا ترس و اضطرابش هم راضی نمیشید...
حتی ممکنه با کاراتون  طرف رو سرد کنین!!!

۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه

۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سه‌شنبه

بگید شوهرتون بیاد واسه مصاحبه!

چندوقت پیش یه خانومی که لیسانس کامپیوتر داشت اومده بود واسه قسمت آی تی شرکت مصاحبه بده...
چنتا سوال شبکه و نرم افزار و اینا پرسیدیم طرفم خیلی چیزی بلد نبود!
بعد همکارم بهش گفت: خانوم فرض کنید یه کامپیوتری خراب شده، اولین کاری که می‌کنید چیه؟
طرفم برگشت گفت: زنگ می‌زنم به شوهرم!!!!!!

۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

اجباری

وقتی یه چیزی رو چند بار از کسی می‌خوای و طرفت انجام نمی‌ده بهتره دیگه تکرار نکنی!؟
چون طرف علاقه‌ای به انجامش نداره، اگرم انجام بده از روی اجباره!
و خیلی زود از زیرش شونه خالی میکنه...

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

ارتباط کرایه تاکسی و اوضاع مملکت...

دیشب با آژانس اومدم خونه بعد یارو برگشت گفت کرایت میشه 6 تومن!
گفتم من هرشب میام 5 تومن میدم!
گفت درسته اما این شبا که یکم اوضای مملکت بهم ریختس و خطرناکه، گرونتره!!!!
مملکته داریم؟؟

۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه

فیلترینگ!

بالاخره یه روز خوب میاد که هیچ وبلاگی فیلتر نباشه...!


پ.ن  من تو این وبلاگ خیلی سیاسی نمی‌نوشتم اما متاسفانه از دیروز فیلتر شده!
دمه همشون گرم...

۱۳۸۹ بهمن ۲۱, پنجشنبه

برنامه‌های مورد نیاز خانوم منشی


رفته بودم یه شرکتی، همینجوری که نشسته بودم تا کارم انجام بشه دیدم ظاهرا دارن سیستم خانوم منشی رو عوض می‌کنن!
اون آقایی که داشت رو سیستم جدید برنامه می‌ریخت برگشت به منشی گفت: خب، آفیس رو هم ریختم دیگه چه برنامه‌هایی استفاده می‌کنید؟
خانوم منشی هم گفت: من فقط مسنجر می‌خوام و اولترا دیگه هیچی لازم ندارم!!!


پ.ن  می‌خواستم برم بهش بگم ببخشید خانوم شما دقیقا اینجا چیکار می‌کنید؟! 

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

پیرشدگان

ژانر این پیرمردایی که وقتی سوار اتوبوس میشن میان جلو یه جوون که نشسته وایمیسن و بِروبِر نگاش میکنن!!!


پ.ن  پیرزن‌ها نگاه نمیکنن، میان جلو میگن: واه واه من جای ننجونتم، خجالت نمیکشی تو بشینی و من با این پا درد و واریس وایسم؟!!!




۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

پس‌لرزه‌های حذفِ یارانه برق

امروز ساعت ۵ صب با صدای ماشین لباسشویی مادرم از خواب پریدم!
گفتم: نمیشد چن ساعت دیگه شروع کنید، یکم زوده‌ها...
گفت: آخه دیروز تو اخبار گفته از ساعت ۱۲ شب تا ۷ صب برق ارزونتره!!!!
زندگیه واسه ما درست کردن؟؟!

۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

رونوشت به جنتی

خدا رحمت کنه پدربزرگمو، یه بار برگشت گفت: وقتی می‌خوای شغل انتخاب کنی حواست باشه، دو دسته آدمن که خیلی عمر می‌کنن؛
یکی خواننده، یکیم آخوند...

۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه

گزارشگر اعصاب خوردکن

بدترین لحظه فوتبال تیم ملی با کره، گل خوردنش نبود...‍!
دقیقه 112 بازی بود که تیم ملی یه گل عقب بود و خیابانی برگشت گفت بعد از مسابقه با سیدجلال مصاحبه زنده داریم!!!!!
ینی می‌خواستم متکارو گاز بزنم...

۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

خوشبختی

خوشبختی یعنی از همین چیزایی که داری بیشترین لذت رو ببری...
با حسرت آدم به جایی نمی‌رسه!

۱۳۸۹ دی ۲۱, سه‌شنبه

اندر احوالات نون و پنیر

فک کنم نون پنیر الان قاچاق یا یه جورایی میوه ممنوعه محسوب میشه!
دیروز واسه آبدارچی شرکت یه دی‌وی‌دی رایت کردم، عصری دیدم یه چیزی پیچیده تو روزنامه، به طریقه جیمزباندی آورد یواشکی گذاشته رو میز و رفت!
باز کردم دیدم نون پنیره...

۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

بچگی‌ها

دلم برای کودکی‌ام تنگ شده...
برای بازی‌ها، دعواها، ترس‌ها، شیطنت‌ها
برای شکستن سر بچه همسایه
حتی شاشیدن سر کلاس اول...
دلم تنگ شده!!

۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

گِله

بابا این چه وضعشه آخه به اینجام میگن مملکت؟!
آقای رئیس جمهور من توقع بیشتری از شما داشتم، پاشو بیا تو تلوزیون یه صحبتی چیزی بکن دیگه!
چن روزه ملت سوژه ندارن!

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

نماز آیات

از مراجع محترم تقاضا می‌شود یه تبصره‌ای چیزی بزنن که دیگه ملت از خورشیدگرفتگی و اینا نمی‌ترسن، می‌دونن جریان چیه، واجب نیس نماز آیات بخونن.
با تشکر