گاهی ممکنه ترسها و تنهاییها چنان سدی دورت ساخته باشن که نذارن هیچکس نزدیکت بشه
حتی ممکنه خودت متوجه نباشی، اما رفتار ناخودآگاهت، اینو به دیگران نشون بده
ممکنه چنان دیگران رو ترد کنی که... بگذریم!
یهو یه صبح شنبه همینجوری که داری صورتت رو میشوری میبینی چقد موی سفید لای موهات دراومده و اصن حواست نبوده
از همینجاس که میفهمی عمرت چقدر زود میگذره و فرصتهات آب میشه
آره روزها میگذره و دیگه برنمیگرده، فقط وای به روزی که حسرت روزای ازدست رفته رو بخوری!
آدم باید یه رفیقی داشته باشه که این روزا بدون ترس از قضاوت بره بغلش کنه و بگه:
فلانی خستم، نمیکشم، داره میگذره و کاری از دستم برنمیاد... داره میگذره از من...
اونم محکم فشارت بده و بگه: میفهمم رفیق، دنیا همینه، تا بوده همین بوده، سعی کن ازینجا به بعدش رو بسازی...
سعی چیز خوبیه فقط اگه توانی براش باشه...
حتی ممکنه خودت متوجه نباشی، اما رفتار ناخودآگاهت، اینو به دیگران نشون بده
ممکنه چنان دیگران رو ترد کنی که... بگذریم!
یهو یه صبح شنبه همینجوری که داری صورتت رو میشوری میبینی چقد موی سفید لای موهات دراومده و اصن حواست نبوده
از همینجاس که میفهمی عمرت چقدر زود میگذره و فرصتهات آب میشه
آره روزها میگذره و دیگه برنمیگرده، فقط وای به روزی که حسرت روزای ازدست رفته رو بخوری!
آدم باید یه رفیقی داشته باشه که این روزا بدون ترس از قضاوت بره بغلش کنه و بگه:
فلانی خستم، نمیکشم، داره میگذره و کاری از دستم برنمیاد... داره میگذره از من...
اونم محکم فشارت بده و بگه: میفهمم رفیق، دنیا همینه، تا بوده همین بوده، سعی کن ازینجا به بعدش رو بسازی...
سعی چیز خوبیه فقط اگه توانی براش باشه...

